۱۳۹۴ خرداد ۲۸, پنجشنبه

زن

می شود که زن تحصیل کرده باشد، روشنفکر باشد، کتاب خوان باشد. غروبها، هدفون درگوش بگذارد و به پارکی در نزدیکی خانه برود و بدود.

می شودکه نظرات سیاسی - اجتماعی خاص خودش را داشته باشد.
می شود که مقاله بنویسد و با متفکران ملی و فراملی در ارتباط فکری باشد.

می شودکه شعر بخواند. شب شعر برود.
می شود که کلاس رقص وشنا برود. آخر هفته ها کوه و صخره نوردی.

همه ی اینها باشد ودوست پسرهای زیادی هم در زندگی اش داشته باشد. می شود که با مردان زیادی معاشرت و رفاقت و تن-آمیزی کرده باشد.

او یک انسان است. دارای جسم و مغز و روان وروح. مثل مرد. 
حقی فراتر از مرد نمی خواهد اما کمتر ازآن را هم برنمی تابد.

اوپس از پایان یک سمینار، شب که به خانه می رود، دلش آغوش می خواهد. شاید که  ازدواج نخواهد وترجیح دهد که فعلا نخواهد.
او نه فاحشه است ونه هوسران و نه هیچ چیز دیگر.
او تنها یک «انسان» است و همین.