۱۳۹۴ خرداد ۲۹, جمعه

روز/ شب

زندگی برای من دوبخش کاملا مجزا دارد:
- زندگی در روز
-زندگی در شب

هرکدام ازاین ها هم ویژگی های خاص خودرا دارد. 
در روز، باوربه برابری کامل با مردان ، در رسیدن به اهدافم دارم. چه در زمینه های فکری ،چه عملی ویاهرچیزدیگر.
درشب، داستان وارونه می شود. مردی که بر من تسلط بیشتری پیدا کند، مفهوم بهتری از رابطه را به من چشانده است. مردی که از پوزیشن هایی که درآن، من حکمِ لطیف تر وضعیف تر پیدا می کنم؛ استقبال کند به من و احتمالا به ما احوال سکسی بهتری می بخشد.

بعدش دیگر دیوانه می شوم.محدودیت را برمی دارم واعتماد محض را به جایش می نشانم. ازتمام نقاط بدنش می چشم و لذت می برم ولذت می بخشم ومتقابلا در تقدیم تنم وروانم به او، مرزی نمی گذارم.

آبِ دهانش را دوست دارم که بی وقفه میان دندانها و زبانم جاری شود.
و آن آبشار طلاییِ گرم بر بدنم دروانِ حمام.
این آخری را فقط از «ی» خواستم.