۱۳۹۴ خرداد ۲۷, چهارشنبه

برهنه کردن مردان

بیشتری ها فکر می کنند که این مردان هستند که با دیدن ساق و گردن ودست زن، شروع به رویا بافی می کنند.
کمتری ها فکر می کنند که زنانی هم هستند که تصویرسازی را دوست دارند؛ به سانِ یک نقاش، یا سناریست!

من نمی دانم این مردهای قدمتوسطِ بدون شکم که باپیراهن های مردانه ی روشن وکرواتهای تیره بدون توجه به اطراف، تند تند راه می روند از جانِ من چه می خواهند؟

گاهی که درجلسه ای کشدار یا مترو یاهرجای دیگر درمسیرنگاهم قرار می گیرند؛ تقریبا بدون شک در ذهنم به سراغشان می روم. از پشت سردربر می گیرمشان. گردنشان را می بویم. دستم را آرام روی گره کراواتشان می برم و از ناحیه ی بین گونه و لبشان بوسه ای می کنم. بلافاصله هم درگوششان می گویم:«نمی دونم متاهلی یا نه، اما از یک بوسه نمی تونم بگذرم». معمولا هم متعجب می شوند. سپس دستهایم را از زیردوبازویشان به روی تخت سینه ها می برم وبعد هم تمام سطح شکمشان را نوازش می کنم،همانطورچشم بسته.
دوست ندارم لختشان کنم یعنی معمولااین کار را نمی کنم مگر آنکه طرف خیلی دیوانه ام کند. 
بعد هم با عذرخواهی کوتاهی برمی گردم دوباره روی صندلی ام.

پ.ن. اینها همه فانتزی و تخیل است، اما خوب است بدانیم که زنان هم تخیل می کنند.  من/ما مردها را دوست دارم/یم. بدنشان، بهترین هدیه ی روی زمین است؛ خصوصا وقتی شکم ندارند.