۱۳۹۴ تیر ۲, سه‌شنبه

بلاکش کردم

هرچیزی مراقبت می خواهد.حتی ماشین را هم سالی یکبار به معاینه فنی می بریم. رابطه، بدون توجه می میرد.
«ی» این روزهای آخر کمتر بود. انگار از حضور وفادارانه ی من از این همه هزارکیلومتر فاصله، خیالش راحت باشد. 
بی رنگ شدن ناراحتم می کند.
نه تنها برای خودم بلکه برای هر فردی وهرپدیده ای، بی رنگی یا کم رنگی را دوست ندارم.
امروز برای امتحان، زدم و در تنها کانال ارتباطی مان، مسدودش کردم - بلاک -!

غربت خیلی عجیبی دارم اما نوید خبری قطعی خواهد بود: یا رومیِ روم یا زنگیِ زنگ.
اقرار می کنم که «درد» دارم.