۱۳۹۴ خرداد ۲۸, پنجشنبه

ارگاسم تراسی

یک دوست پسرخارجی از ترکیب چند ملیت داشتم. ازبس که بدون عیب بود خسته شدم. 
سه ماه با هم زندگی کردیم. ناهارروزهای تعطیل را روی تراس می خوردیم. سیگار می کشید. معمولا صندلی اش را از میز جدا کرده روبه نرده ی تراس می نشست و از من می خواست، که روی پاهایش و روبروی او بنشینم. همانطور که سیگار می کشید دست راستش را از لباس زیرم رد می کرد و واژنم را نوازش می کرد. زیاد وسپس باید که ارضای کلیتوریسی می شدم. اوایل غُرمی زدم که خیلی راحت نیستم و می خواهم دراز بکشم وچه وچه. فقط نگاهم می کرد؛ نگاهی بین خنده و جدیت وادامه می داد.
تجربه ی خوبی بود ارگاسم های تراسی.