۱۳۹۴ تیر ۸, دوشنبه

پوشش زنان

امروز درایستگاه اتوبوس، همزمان با من دختران دبیرستانی زیادی ایستاده بودند. همگی قدبلند وبلوند با شرتهای بسیار کوتاه و تاپ. هیچ ماشینی بوق نزد، سرهیچ راننده ای کج نشد و هیچ ماشینی مسیرش را برای دوباره دیدن و متلک گفتن تغییرنداد.
ایمان مردها به خطر نیفتاد.
مساله ی رعایت حق زن درپوشش، تماما تربیتی ست. اینکه مردی نمی تواند از لباسهای کمی آزاد زنان، تحریک نشود این مشکل تربیت اوست و ربطی به نجابت و پاکی زن ندارد. تابستان است و طبع هواگرم. زن هم زیبا طلب. جمع این دو باهم این می شود که لباسهای شاد و نسبتا سبک بپوشد.
سبک باری لباس به معنی سبکی رفتار دختر نیست.
درآموزشهای ایرانی ما، مرد با دیدن زن، تحریک می شود و باید بلافاصله هم تحریکش را دشارژ کند درحالیکه ذات مرد با آموزش مناسب می تواند کاملا مستقل از این وضعیت باشد. 

خیلی اززنها هم بارها شنیده ام که درتوصیف لباس زنان دیگر می گویند:«خب حالا مجبور بود این لباس چسب و تنگ رو بپوشه» یا بدتر«چی رو می خواست اثبات کنه غیراز جلف بودن خودش».

دوسال پیش درتهران به یک مهمانی دعوت شدم. مهمانی دوستانه-خانوادگی بود و من جز میزبان، کسی را نمی شناختم. قرارشد دختری از دوستانم مرا همراهی کند. پیراهنم یقه ی شلی داشت و بند سوتین سمت راستم دیده می شد. برای دوستم خیلی عجیب بود که من دست به چنین انتخابی زده ام؛ آن هم درعصرانه ی فامیلی نه یک پارتی.
و برای من عجیب بود که اگرپیش از هراقدام و مانیفست و تلاش برای احقاق حقوق زن، مساله ی «اختیارزن» در ذهن خود زنان تحصیل کرده حل نشده باشد چگونه می توان به اصلاح نگاه و ذهن مردان دست زد.