۱۳۹۴ تیر ۴, پنجشنبه

همه ی کارهایی که می کنیم تا رابطه را به گند بکشانیم

دوماهی بود با او دوست شده بودم.
هردویمان ویژگیهای فردی ممتازی برای یکدیگر داشتیم.
به قدرکافی با هم متضاد بودیم واین بر کیفیت رابطه می افزود چون همیشه سرگرم فهمیدنِ چیزی در دیگری بودیم.
البته که خیلی جاها هم به بن بست می خوردیم؛ گاهی هم البته شدید!

می توانست یک رابطه ی بادوام تری باشد اگر که هرکداممان کارهای زیر را نمی کردیم یا کمتر می کردیم یا بیشتر.

- سکوت: از رفتاری که ناراضی بودیم، ترجیحمان سکوت و مدتی دوری بود تا گفتگو و شفاف سازی. دریک کلام «خفه خوان گرفته بودیم» و همدیگر را تفسیر می کردیم به جای اینکه درخواست هایمان را شفاف کنیم.

- رعایت حقوق مخاطب بیش از حد درکش: روشنفکری بازی زیادی درآوردن یا واقعا روشنفکر بودنی که خارج از توان درک مخاطب باشد منجر به عوارض ناخوشایندی می شود.شاید اصلا بهترباشد همان اول رابطه، به آن پایان داد زیرا احتمالا به این نطقه می رسد.

-تسلط بردیگری: یکی از دونفر که سعی کند که بررابطه مسلط شود، دخلِ کار را آورده خصوصا  اگر طرفش هم آدمی به قدرکافی قوی و مستقل باشد.